که حالا یارم ابو بله که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
به مه دور شو بو از راه،شیطون به مه ایکه گمراه
به مه دور شو بو از راه،شیطون به مه ایکه گمراه
گوش امکه حرف مردمهمه جابودم رسوا
گوش امکه حرف مردمهمه جابودم رسوا
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
در حقش مه بودم بد تو زندگیش بودم رد
در حقش مه بودم بد تو زندگیش بودم رد
چه خاکی امرخت به سر خو بیچه مه بودم بدبخت
چه خاکی امرخت به سر خو بیچه مه بودم بدبخت
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
حلن همش حلن
حلن خوش حلن
حلن همش حلن
حلن خوش حلن
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
امروز مه خیلی خستم از غرور خو کَفتَم
امروز مه خیلی خستم از غرور خو کَفتَم
از کارم پشیمونُم بدو تو بگه دستُم
از کارم پشیمونُم...
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
به مه دور شو بو از راه،شیطون به مه ایکه گمراه
به مه دور شو بو از راه،شیطون به مه ایکه گمراه
گوش امکه حرف مردمهمه جابودم رسوا
گوش امکه حرف مردمهمه جابودم رسوا
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله
که حالا یارم ابو بله
که دلدارم ابو بله ...