متن آهنگ و ترانه های بندرعباسی

به زودی آهنگ و ترانه ها به متن اضافه می شود

کنیزو حاجی تو دخت ملوسی

شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۹، ۱۰:۲۲ ب.ظ

نامه از یار اتیتن

بخونی چه اگیتن

اگن که نقل از طلاقن

طلاق نامویتن


نامه از یار اتیتن

بخونی چه اگیتن

اگن که نقل از طلاقن

طلاق نامویتن
یالیل یدانه

یا لیل یدانه
کنیزو حاجی 

تو‌دخت ملوسی 

کنیزو حاجی 

تو دخت ملوسی 

مثال جوجه مرغ

بدنبال خروسی 

مثال جوجه مرغ

بدنبال خروسی

یا لیل یدانه

یا لیل یدانه
یا لیل یدانه

یا لیل یدانه
کنیزو حاجی 

تو دخت ملوسی 

کنیزو حاجی 

تو دخت ملوسی

مثال جوجه مرغ 
یا لیل یدانه

یا لیل یدانه 
یا لیل یدانه 

یا لیل یدانه

  دل خو یه دل امکه

مه به تو ول امکه

دل خو یه دل امکه

مه به تو ول امکه

میان چوکن بندر

به رسوا امکه

میون جونن بندر

به تو رسوامکه

یا لیل یدانه 

یا لیل یدانه 
یا لیل یدانه

یا لیل یدانه

amin_joon.s@

ای مم جمیل

شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۹، ۱۰:۲۱ ب.ظ

اووووووووه

ای مم جمیل با اصل و نسب

ای مم جمیل ره بِی خصب
ای مم جمیل جایی بالا جان

سیاه جون خواجه عطان 

الا سیاه جون خواجه عطان

...
ای مم جمیل تو‌فیس مکن 

بی چک و چوک خو تو ول مکن

کهره ما اکشیم زیر پات

پشتا بدو به خواجه عطا 

پشتا بدو به خواجه عطا 

ای مم جمیل تو فیس مکن  

بی چک و چوک تو ول مکن

کهره اکشیم ما زیر  پا 

پشتا بدو به خواجه عطا 

پشتا بدو به خواجه عطا

ای جمیل و اصل و نسب 

ای مم جمیل ره بی خصب

ای مم جمیل جایی بالا جان

سیاه جون خواجه عطان

الا سیاه جون خواجه عطان
اِی حالا که تو رفتی  بی خصب

نشتی به پی اصل و نسب 

حالا دگه پشتا بدو 

چک و چوکون بودن ولو 

چک و چوکون بودن ولو

حالا که تو رفتی بی خصب 

نشتی به پی اصل و نسب 

حالا دگه پشتا بدو 

چکو چوکو بودن ولو

ای مم جمیل وا اصل و نسب

ای  مم جمیل رفتن بی خصب 

ای مم جمیل جایی بالا جان 

سیاه جون خواجه عطان

الا سیاه جون خواجه عطان

....

amin_joon.s@

از بیماری دریا نوردان جنوب،باد زار و موسیقی دینگو مارو چه میدانید؟

شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۹، ۱۰:۱۰ ب.ظ

درباره منشاءِ این مراسم اطلاعات زیادی در دست نیست. گویا عقاید مربوط به بادهای زار از کشورهای آفریقایی به سرزمین‌ ما راه یافته است. مراسم مربوط به زار و پایین آوردن آن در جنوب ایران غیر از مراسم و آداب و رسومی است كه در آفریقا، یا شبه قاره‌ هند به جای آورده می‌شود. ولی در هر حال، هنوز این معتقدات و آداب و رسوم رنگ و بوی تند آفریقایی خود را از دست نداده‌اند : تمام باباها و ماماهای اهل هوا سیاه‌پوست هستند و آوازها و صدای پایكوبی گروهی ساحل‌نشینان، چه درعروسی و چه در عزا،‌ هنوز شور و حال آفریقایی دارند.

 

 

اهل هوا كسانی هستند كه گرفتار یكی از بادها شده‌‌اند و بادها قوای مرموز و جادویی را گویند كه همه جا بر نوع بشر مسلط هستند. هیچ‌كس را قدرت مقابله با آن‌ها نیست و آدمیزاده در مقابل‌شان راهی جز قربانی دادن و تسلیم شدن ندارد. بادها هم‌چون آدمیان مهربان یا بی‌رحم، كور یا بینا، كافر یا مسلمانند. وقتی كسی گرفتار یكی از بادهای مرموز شد، باید پیش بابا یا مامای زار برود تا طی مجالس و مراسمی خاص باد را از تن بیمار خارج كنند.

 

بعد از شفا و بیرون رفتن باد از تن بیمار، آن شخص در جرگه اهل هوا در می‌‌آید. باباهای زار معتقدند،‌ اشخاصی كه مبتلا به مرض سردرد، چشم‌درد یا دل‌درد می‌شوند و از طریق توصیه‌های پزشك بهبود نمی‌یابند، یا دوای خانگی مصرف می‌كنند و درمان نمی‌شوند، برای درمان باید به نزد بابا یا مامای زار بروند.


این مراسم بیش‌تر در جزیره قشم و بندر لنگه، معمولاً در شب‌های چهارشنبه انجام می‌شود. بابای زار عده‌ای را مأمور می‌كند چوب خیزران به دست گیرند و دور‌ آبادی و خانه‌ها بگردند و با این علامت، زاری‌ها آگاه می‌شوند كه مراسم برگزار خواهد شد. زنان و مردان لباس‌های خود را می‌پوشند، موهای خود را شانه زده، عطر مخصوص بر صورت و تن خود می‌پاشند و برای رقص و بازی‌ زار آماده می‌شوند. ابتدا دوای مخصوصی كه معجونی است از كُندُرَك، ریحان، گَشته (چوبی است از بمبئی می‌آورند)،‌ زعفران، هل، جوز و زبان جوجه (گیاهی است كه در كوه می‌روید) تهیه می‌نمایند.

 زار چيست؟

از مجموعه مبحثهايي كه به دست آمده است، زار يك نوع بيماري است كه در سواحل جنوبي ايران شيوع پيدا كرده است. معمولاً اين بيماري با معالجات پزشكي قابل درمان نمي‌‌باشد، زيرا معتقد هستند كه نوعي باد يا جن وجود شخص را تسخير مي‌كند كه تنها با برگزاري مراسم مي‌توان آن باد را آرام كرد و بيمار را از بيماري رهانيد. باد، زار يا جن جنوني است كه مريض را هوايي مي‌كند و تا بيرون نيايد ممكن است بيمار را از بين ببرد.

«بابازار» و «مامازار» كيست؟
اشخاصي كه به اين بيماري دچار و معالجه شده‌اند، به «اهل هوا» و كساني كه معالجات آنها را به عهده مي‌گيرند به بابازار يا مامازار معروف شده‌اند. براي مبتلا شدن به اين بيماري حد سني لازم نيست. از ده سالگي به بالا ممكن است وارد تن شخص شده و او را بيمار كند.

 

انواع ظاهري باد
بادها به دو طريق خود را نشان مي‌دهند.
1. يكي بادي كه مي‌بيند و نگاه مي‌كند و با چشم باز راه مي‌رود. اين باد از همه چيز باخبر است اگر «زيرش»5 بياورند از همه دنيا خبر مي‌دهد. اين بادي است كه مجلس داشته است شعر و آواز شنيده و برايش دهل زده‌اند و خون قرباني خورده است. اغلب بادهاي «بابازار» يا «مامازار»ها بينا هستند كه به باد صاف نيز معروف مي‌باشند.


2. دسته‌اي ديگر بادهاي كورند كه به بادهاي ناصاف معروف‌اند. اين باد مجلس و سفره نديده، خون نخورده، شعر و آواز و دهل نشنيده است.

 

بادهاي عمده و مشهور
1. باد زار zar: اين بادها همه كافرند، به جز عده‌اي محدود، همه را «باد سرخ» مي‌‌گويند.


2. نوبان noban: بادي است كه شخص را عليل و بي‌حركت و افسرده مي‌كند.


3. باد مشايخ mashayekh: عده‌اي مسلمان و پاك و بي‌خطر و عده‌اي ديگر خطرناك هستند. اين بادها در سواحل مسلمان‌نشين فراوان‌اند.


4. باد جن: بادهاي زميني يا زيرزميني هستند. همه خطرناك و زنجيري و داراي مضرات بسيارند.


5. باد پري: شامل پريهاي كافر و پريهاي اهل حساب‌اند. هر دو، شخص را مبتلا مي‌كنند. باد پري كافر و خطرناك است.


6. باد ديب «ديو»: قد بسيار بلند دارد و در بيابانها و جزاير به انسان بر مي‌خورد و همان دم انسان را بي‌جان و خشك مي‌كند.


7. باد غول: اين باد از دور همچون شتري مست پيدا مي‌شود و هر كس كه سر راهش قرار بگيرد، بي‌جان مي‌شود.


از انواع بادها، باد زار، نوبان و مشايخ شيوع بيشتري دارند و چون مبتلايان همان دم هلاك نمي‌شوند، احتياج به مراسم و مراقبت «اهل هوا» دارند.

تشخيص زار
زار را از زباني كه دارد مي‌شناسند كه از كدام خاك و يا از كدام ديار آمده است. اين تشخيص توسط بابازار يا مامازار صورت مي‌گيرد. بابا براي تشخيص اينكه فرد واقعاً مبتلا به نوعي باد هست يا نه. نوعي درمان گياهي را به تن فرد مي‌مالد و نيز معجون ديگري كه آن هم از داروي گياهي ساخته شده است به وي مي‌خوراند. هر زار وقتي كه خون مي‌خورد6 زير مي‌شود و به زبان در مي‌آيد و از درون كالبد شخص مبتلا و با حنجرة وي با بابازار يا مامازار صحبت مي‌كند و مي‌گويد كه از كدام ديار آمده است.


شيوع زارها در همه جا يكسان نيست. مركز اصلي‌شان همان سواحل است، كه زار از همان طرف پيدا مي‌شود. بابا بعد از اينكه مطمئن شد مريض دچار زار شده است وي را «رهن» مي‌كند. يعني كه تا زمان گرفتن مراسم براي تشخيص نوع زار و برآورد كردن درخواست زار، شيء يا مقداري پول به عنوان وديعه كه در نزد اهل هوا «رهن» ناميده مي‌شود، به بازوي مريض مي‌بندند و از زار مهلت مي‌خواهند تا در اولين فرصت مراسم را برگزار كنند.

چگونگي اجراي مراسم زار
روز قبل از اجراي مراسم يكي از اهالي اهل هوا خيزران به دست راه مي‌افتد و تك‌تك درها را مي‌زند و اهل هوا را براي بازي دعوت مي‌كند؛ اين فرد را «خيزراني» مي‌نامند.
بابازار و مامازار با دهلهاي مخصوص در صدر مجلس قرار مي‌گيرند. او يك دهل بزرگ به نام «مودندو» (modendo) را روي سه ‌پايه‌اي مي‌گذارد بابا روي چهار‌پايه‌اي عقب دهل مي‌نشيند. كنار دهل بزرگ يك دهل به نام «گپ‌دهل» كه دو سر معمولي دارد و در كنار آن دهل ديگري به نام «كسر» در يك رديف قرار دارند. جلوي مودندو سيني نقره يا ورشويي مي‌گذارند كه درون آن «گشته سوز»  و «كندورك» را در آتش دود مي‌كنند. بابازار ابتدا «مودندو» و بعد «گپ دهل» و سپس دهل «كسر» را دود مي‌دهد و بعد «تنگ» شان را مي‌گيرد و سرجايشان مي‌گذارد.

 

قبل از شروع مجلس سفره مفصلي پهن مي‌كنند كه در اين سفره همه چيز موجود است. از انواع غذاها گرفته تا گياهان معطر و رياحين جنوب و ميوه كنار (konar) خرما و گوشت و خوني كه براي مبتلاي زار سر سفره لازم است. خون سر سفره، خون قرباني زار است و اين قرباني معمولاً يك بز است كه در همان مجلس سرش را مي‌برند و خونش را در تشتي سر سفره مي‌گذارند. معمولاً تا زار خون نخورد به حرف در نمي‌آيد. اعتبار خون نشانه شدت و وابستگي شخص مبتلاست به اهل هوا. اعتبار و مقام هر بابازار يا مامازار به تعداد خونيهايي است كه خورده است.

 

در مجلس زار، آوردن اسم خدا و رسول خدا و ائمه اطهار(ع) حرام است. زيرا زار زير نمي‌شود. هر كس كه وارد مي‌شود كفش خود را بيرون مي‌گذارد و بدون سلام گفتن در جرگه اهل هوا مي‌نشيند. در موقع نشستن نبايد با هيچ يك از حاضران صحبت كند. اگر چاي يا قهوه برايش آوردند بعد از صرف آن نبايد استكان يا فنجان را بر زمين بگذارد، بلكه بايد منتظر بماند تا خادم بيايد و ظرف را از دست او بگيرد. كسي نبايد بلند بلند حرف بزند. صحبت كردن جايز نيست. اگر كسي خلاف كند «حد» برايش معين مي‌شود و اين «حد» را بابا يا مامازار تعيين مي‌كند.

وقتي بابا يا مامازار احتمال بدهد كه شخص مبتلا به يكي از زارها شده است او را مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم ديگران نگه مي‌دارد. ابتدا بدن شخص را تميز مي‌شويند و بعد مدت هفت روز مانع از ديدن زن و سگ و مرغ توسط بيمار مي‌شوند به علاوه در اين مدت چشم هيچ زني (محرم يا نامحرم) نبايد بر وي بيفتد. فقط بابازار يا مامازار مراقب اوست. تمام شبها معجون يا دواي مخصوص زاران به تن او مي‌مالند.

 

براي بيرون كردن باد يا جن يا زار شخص مبتلا را مي‌خوابانند و انگشتان شست پاهايش را با موي بز به هم مي‌بندند. مقداري روغن ماهي هم زير دماغ مبتلا مي‌كشند و چند رشته موي بز (بعضي به جاي موي بز موي سگ را آتش مي‌زنند) هم آتش مي‌زنند و زير بيني او مي‌گيرند. سپس بابا با خيزران جن را تهديد مي‌كند كه از بدن وي خارج شود و با ضربه‌هايي كه به تن بيمار مي‌زند، جن با ناراحتي زياد و با جيغ و داد مركبش را رها و فرار مي‌كند. بعد از فرار جن تنها براي زير كردن باد و زار سفره و بساط بازي و آواز و نذر و نياز و همچنين خون و قرباني براي تشكيل بازي بعدي لازم است.


سر بيمار با پارچه‌اي پوشانده مي‌شود و ديگران دايره‌وار او را احاطه مي‌كنند. بابازار با خيزراني كه در دست دارد مي‌ايستد و شروع به آواز خواندن مي‌كند و با هر ضرب‌آهنگ،‌‌ بابازار با خيزران خود، آهسته به بيمار مي‌زند و بيمار با ضربه آهنگ، سر خود را به چپ و راست حركت مي‌دهد.
موسيقي عنصري است كه فرد زاري را به سوي خود مي‌طلبد. هر زار موسيقي و شعر مخصوص دارد كه ريتم آن بنابر نوع شعر تغيير مي‌كند.

نواع موسيقي زار
موسيقي جنوب تقريباً به سه دسته تقسيم مي‌شود:
1. يك دسته بيشتر به كشورهاي عربي شامل عراق، مصر و سوريه، كويت و بعضي كشورهاي خليج فارس گرايش دارند. مانند خوزستان.

 

2. بعضي به كشورهاي هند و پاكستان و افغانستان گرايش دارند مانند سيستان و بلوچستان

 

3. بعضي ديگر به كشورهاي سواحل آفريقا و هندوستان و كشورهاي جنوبي خليج فارس گرايش دارند مانند بندرعباس.
نوع سازي كه در اين منطقه به كار مي‌رود مربوط به خود اين منطقه است. ولي سازهاي خوزستان و سيستان و بلوچستان بيشتر به كشورهاي عربي و هند شبيه است.


محرمات اهل هوا
هر كس كه در جرگة اهل هواست هميشه بايد لباس تميز و سفيد تن كند و مرتب خود را بشويد و معطر كند و از محرمات زير دوري كند:

 

1. حق ندارد به مرده دست بزند. چه مرده انسان چه مرده حيوان.

 

2. نبايد به نجاست دست بزند و خود را آلوده كند.

 

3. نبايد جارو و لنگه كفش و غليان را از بالاي سر بيمار رد كنند.

 

4. نبايد لباس كثيف بر تن كند.

 

5. اگر كسي بخواهد سيگارش را با سر غليان يك نفر از اهل هوا روشن كند ابتدا بايد اجازه بگيرد والا باد آن شخص به آزار مركبش مي‌پردازد.

 

6. نبايد مي بخورد و مست با نامحرم نزديكي كند.
منبع:virgule.blogfa.com

amin_joon.s@

بدو سبزه گل نازم گل خوشبو گل یاسم بدو که صبرم تموم بو مکن بازی با احساسم

شنبه پنجم مهر ۱۳۹۹، ۱۲:۳ ق.ظ

از همون روزی که توم دی سبزه جونم
از همون روزی که توم دی سبزه جونم

قسم ام خوردن قسم ام خوردن 
والا که تا عمر امهَ به پات بمونم

جواب ادا به مه تو ای حبیبم 
جواب  ادا به مه تو ای حبیبم 

که شاید قسمت نبوت با تو بمونُم 

سنگین یدار یدار بدو جلو

اگه دل واگری خارن 
دل کندن از ای دشوارن
اَسوزم همطو اسازُم 
دل به وصلش امیدوارن

اگه دل واگری خارن 
دل کندن از ای دشوارن
اسوزم همطو اسازُم 
دل به وصلش امیدوارن

بدو سبزه گل نازم 
گل خوشبو گل یاسم 
بدو که صبرم تموم بو
مکن بازی با احساسم

بی تو جسمم بی خواصن
دل مه  بِی تو به التماسن 
روز به روز خواستنوم بِی تو 
بی حدن و بی کیاسن 

بی تو جسمم بی خواصن
دل مه  بِی تو به التماسن 
روز به روز خواستنوم بِی تو 
بی حدن و بی کیاسن

بدو سبزه گل نازم 
گل خوشبو گل یاسم 
بدو که صبرم تموم بو
مکن بازی با احساسم

بی تو جسمم بی خواصن
دل مه  بِی تو به التماسن 
روز به روز خواستنوم بِی تو 
بی حدن و بی کیاسن
 
بی تو جسمم بی خواصن
دل مه بِی تو به التماسن 
روز به روز خواستنوم بِی تو 
بی حدن و بی کیاسن
 
بدو سبزه گل نازم 
گل خوشبو گل یاسم 
بدو که صبرم تموم بو
مکن بازی با احساسم

به مثل خسخاط لیلا 
بودوم رونه صحرا
راه به مه مثل سراب بو 
ولی عشقی نبو پیدا 

به مثل خسخاط لیلا 
بودوم رونه صحرا
راه به مه مثل سراب بو 
ولی عشقی نبو پیدا 

بدو سبزه گل نازم 
گل خوشبو گل یاسم 
بدو که صبرم تموم بو
مکن بازی با احساسم

amin_joon.s@

پنج دقیقه ات نکه صبر تا بیام و ات بگینم

جمعه چهارم مهر ۱۳۹۹، ۸:۲ ب.ظ

راه ما از هم جدا بو 
یه پسین سرد بی ابر 
دیر رسیدم و تو حتی 
پنج دقیقه ات نکه صبر

راه ما از هم جدا بو 
یه پسین سرد بی ابر 
دیر رسیدم و تو حتی 
پنج دقیقه ات نکه صبر

پنج دقیقه ات نکه صبر 
تا بیام و ات بگینم 
مه هنوزم که هنوزن
توی فکر او پسینم

پنج دقیقه ات نکه صبر 
تا بیام و ات بگینم 
مه هنوزم که هنوزن
توی فکر او پسینم


تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

روی نیمکت ته پارک
تو ات نهاده یک تا نامه 
ات نوشته که خدافظ 
هنوزا او نامه امهَ

روی نیمکت ته پارک
تو ات نهاده یک تا نامه 
ات نوشته که خدافظ 
هنوزا او نامه امهَ


تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

مثه هوو خوردن از مه
تو گذشتی  خیلی راحت
از مه که بخاطر تو
ام رسون به خو به زحمت

مثه هوو خوردن از مه
تو گذشتی  خیلی راحت
از مه که بخاطر تو
ام رسون به خو به زحمت

تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

تو تگشته پی بهونه 
مه بهونه دستت ام دا
همو چیزی که تخواست بو
دلم ات نها تو تنها

 

اسلام نظری وحید آور

 

amin_joon.s@

آهنگ رفتی امارات کی اتی یار و خمس الحوائس سائلنی

جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۹، ۷:۳۹ ب.ظ

رفتی امارات کی اتی یار
یادت بیار لحظه دیدار
رفتی دبی بشی سلامت
حفظش بکن ای رب جبار

رفتی امارات کی اتی یار
یادت بیا لحظه دیدار
رفتی دبی بشی سلامت
حفظش بکن ای رب جبار

خمس الحوائس سائلنی 
عنک و قلبی فیه جرحین
جرح التجافی و التجنی 
جرح سکن فی قلبی اسنین

خمس الحوائس سائلنی 
عنک و قلبی فیه جرحین
جرح التجافی و التجنی 
جرح سکن فی قلبی اسنین


ان کان قصدک تمتحنی 
اتری حیاتی بین قوسین
صنت اللیالی و اغدرنی 
و الحین وین انته و انا وین

ان کان قصدک تمتحنی 
اتری حیاتی بین قوسین
صنت اللیالی و اغدرنی 
و الحین وین انته و انا وین

خمس الحوائس سائلنی 
عنک و قلبی فیه جرحین
جرح التجافی و التجنی 
جرح سکن فی قلبی اسنین

کل ما نسیت یذکرنی 
الشم و التکفیر و العین
و احساس قلبی لیک عنی
ویحیر دمی فی الشرایین

کل ما نسیت یذکرنی 
الشم و التکفیر و العین
و احساس قلبی لیک عنی
ویحیر دمی فی الشرایین

خمس الحوائس سائلنی 
عنک و قلبی فیه جرحین
جرح التجافی و التجنی 
جرح سکن فی قلبی اسنین

ات نین حواس ای دخت وسواس
غمزه مکن بدو تو بی ناز 
با ناز اتی زود بر اگردی 
دل مه کباب ابوتن ای یار ای یار

ات نین حواس ای دخت وسواس
غمزه مکن بدو تو بی ناز 
با ناز اتی زود بر اگردی 
دل مه کباب ابوتن ای یار ای یار

رفتی امارت کی اتی یار 
یادت بیار او روز دیدار
رفتی دبی بشی سلامت
حفظش بکن ای رب جبار

یا سلام
آها

رفتی امارت اتکه یکدم 
رفتیو بندر بو پر از غم
ناتی تو ایران ابداً ابداً 
ایطو مکن که خوب نین ابداً

رفتی امارت اتکه یکدم 
رفتی وُ بندر  بو پر از غم
ناتی تو ایران ابداً ابداً 
ایطو مکن که خوب نین ابداً

رفتی امارات کی اتی یار
یادت بیا لحظه دیدار
رفتی دبی بشی سلامت
حفظش بکن ای رب جبار جبار 


ایوا

ان کان قصدک تمتحنی 
اتری حیاتی بین قوسین
صنت اللیالی و اغدرنی 
و الحین وین انته و انا وین

کل ما نسیت یذکرنی 
الشم و التکفیر و العین
و احساس قلبی لیک عنی
ویحیر دمی فی الشرایین

خمس الحوائس سائلنی 
عنک و قلبی فیه جرحین
جرح التجافی و التجنی 
جرح سکن فی قلبی اسنین

amin_joon.s@

همی خال تو همی روی تو به مه ایکردن گنوغ تو

جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹، ۱۱:۶ ب.ظ

همی خال تو همی روی تو به مه ایکردن گنوغ تو
کمی صبر بکن نظر بکن به دیدنت بی قرارم

همی خال همی روی تو به مه ایکردن گنوغ تو
کمی صبر بکن نظر بکن به دیدنت بی قرارم


الا الا الا شاده شاده شاده

چند سالی که به عشق  تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم اسیرتم به دیدنت سینه چاکم

همی خال همی روی تو به مه ایکردن گنوغ تو
کمی صبر بکن نظر بکن به دیدنت بی قرارم

همی خال همی روی تو به مه ایکردن گنوغ خو
کمی صبر بکن نظر بکن به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم  اسیرتم به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم به دیدنت سینه چاکم

همی خال همی روی تو به مه ایکردن گنوغ تو
کمی صبر بکن نظر بکن به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم  به دیدنت سینه چاکم

چپون چپون 


چند سالی که به عشق تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم به دیدنت سینه چاکم

چند سالی که به عشق تو سبزه بلند بی قرارم 
حیرونتم حلاکتُم به دیدنت سینه چاکم

amin_joon.s@

دکتر هوروس از پهلو سر مه

جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹، ۱۰:۳۵ ب.ظ

دکتر هوروس از پهلو سر مه 
که پی تو دوای درد مه

زحمت مکش و منویسی 
عشقت ایکردن ایطو به سر مه

دکتر هوروس از پهلو سر مه 
که پی تو نین دوای درد مه

زحمت مکش و منویسی 
عشقت ایکردن ایطو به سر مه

ای درد نه مثل دردُن که مریضن
که دکتر بفهمت از چه چیزن

وا ای اگم فراق یار که 
علاج ای نابوت دوا و سوزن 

ای درد نه مثل دردُن که مریضن
که دکتر بفهمت از چه چیزن

وا ای اگم فراق یار که 
علاج ای نابوت دوا و سوزن 

دکتر هوروس از پهلو سر مه 
که پی تونین دوای درد مه

زحمت مکش و منویسی 
عشقت ایکردن ایطو به سر مه


ای درد نه مثل دردُن که مریضن
که دکتر بفهمت از چه چیزن

وا ای اگم فراق یار که 
علاج ای نابوت دوا و سوزن 
ای درد نه مثل دردُن که مریضن
که دکتر بفهمت از چه چیزن

وا ای اگم فراق یار که 
علاج ای نابوت دوا و سوزن 

دکتر هوروس از پهلو سر مه 
که پی تونین دوای درد مه

زحمت مکش و منویسی 
عشقت ایکردن ایطو به سر مه

یالا چپون

amin_joon.s@

دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیالوارن

جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹، ۱۰:۳۳ ب.ظ

دل به رنج غم گرفتارن 
مثل شخصی که عیالوارن 

و از بیکاری و کم پولی 
زندگیم سخت دشوارن 

دل به رنج غم گرفتارن 
مثل شخصی که عیالوارن 

و از بیکاری و کم پولی 
زندگیم سخت دشوران 


دل به رنج غم گرفتارن 
مثل شخصی که ایال وارن 

 و از بیکاری و بی پولی 
زندگیم سخت دشوارن 

دل به رنج غم گرفتارن 
مثل شخصی که عیالوارن 

و از بیکاری و بی پولی 
زندگیم سخت دشوران 

بگین ای ناخدا ظالم 
فراش  خو ایواردن پا گائم 

بی خو نجات ای دا بی رحم
بی مه ای واشت رو گشر لاحم


دل به عشق یار بودن پا بند 
هوا طوفان جاسک کهنم

ناخدا ظالم و بی  رحمی 
که بار از سینه مه ناگم
  
دل به عشق یار بودن پا بند
هوا طوفان جاسک کهنم

ناخدا ظالم و بی رحمی
که بار از سینه مِه که ناگم 

دل به رنج غم گرفتارن 
مثل شخصی که عیال وارن

و از بی کاری و کم پولی
زندگی سخت دشوارن

 

amin_joon.s@

بدو ای برگ بیدم‌تو سیاه رخ سفیدم بدو شروند محشر به چشمون پر گریخم

جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹، ۹:۴۸ ب.ظ

بدو ای برگ بیدم تو سیاه رخ سفیدم
بدو شروند محشر به چشمون پر گریخم

بدو شروند محشر به چشمون پر گریخم

بدو ناز گل مه ای دختو یار دل مه
بگه جونم به قربون ای عزیز منزل مه

بدو تو راه منزل دنبالم دلم مکن تنگ
مزن سنگ تو مزن سنگ مزن

مزن سنگ تو مزن سنگ مزن

تو سرم با ای سنگ
بدو تو راه منزل دنبالم دلم مکن تنگ

هنوز نازن گل مه تو مزن سرم با ای سنگ
مزن سنگ تو مزن سنگ تو مزن مزن سنگ تو مزن سنگ

مزن سنگ مزن تو سرم با ای سنگ


بدو شیرین بهارم خوشی روزگارم
بدو شروند محشر بدو قایق سوارم
بدو ناز دل مه ای دختو یار دل مه
بگه جونم قربون ای عزیز منزل مه

بدو تو راه منزل دنبالم دلم مکن تنگ
هنوز نازن گل مه مزن تو سرم با ای سنگ
مزن سنگ تو مزن سنگ تو مزن مزن تو مزن سنگ

سرم با ای سنگ

شعر نوشته شده از آهنگ حسین الجسمی

amin_joon.s@

خدا کِه داغُت نَبِنِم هِسکِه چون تو نابیت  ولله مو بی تو اَمِرِم هِسکِه چون تو نابیت

جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹، ۱۲:۳۵ ق.ظ

خدا کِه داغُت نَبِنِم هِسکِه چون تو نابیت

ولله مو بی تو اَمِرِم هِسکِه چون تو نابیت

تَکِش نَکِش نُمره یَکِش هِسکِه چون تو نابیت

خدا کِه مُگّه زِندُه بِش هِسکِه چون تو نابیت

لالهِ صحراىِ دلم هِسکِه چون تو نابیت

پرى ناز و خوشگِلُم هِسکِه چون تو نابیت

amin_joon.s@

تو شون سرد زمستون تو‌تهوند تو بغلوم کم کمک نازم تکرده

یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۹، ۱:۳۲ ق.ظ

تو شووُن سردِ زِمستون 
تو تَهُند تو بغلُوم
کَم کَمَک نازوم تَکِردَه
تگو که بات اَمونُم
پس چه طو بو که با بادی  
هُندی و رفتی از ای شهر
مثل مُرغی که به خاطی 
بِی مِه اِدکِردن زمین گیر 
نه با نامَه نه با پیغُوم
حتی قاصد اینَوا یَک تا خبر
که چه طو بو و کجا رَه 
مه هستُم از حالِش بی خبر 
دل شوا باز از گُذَشتَه
خاطرات از تو بَشِت
هرجا هستی بِی سلامت
خدا همراهِت بَشِت
مه دلُم بَست با چه سادَه 
سادِگیم دست خودوم نَن 
دل گنوغ بو از همو شو 
کاش گرماش اُمنَگِفتَه
هی تَگُفتَه نازنینوم
ناتونُم از تو دِگَه دل بِکَنُم 
زندگیم بی تو محالِن
 چه طو شو سر بُکنُوم
.
شوون سرد زمستون -محمد روهنده و مهرداد سرریگانی

 

amin_joon.s@

به قربان سری که ناز ناکن روزه اگیرد نماز ناکن

یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۹، ۱:۲۵ ق.ظ

قُرباُنِ سَری کِه ناز ناکُن
روزَه اَگیرِد نُماز ناکُن
شووی هُند رَسی بَ چِهمِ خویدی
کِه یارو داخِلِن دَر واز ناکُن

نِصمِ شُو کِه بو، سَر و صِدا بو
شووی با وَفان یِه بی وَفا بو
اَز گِسِیس وِل ایکِه هُند بِه صَدوَه
جَوانانی ایدی دِل بِه هَوا بو

بِه صَدوَه رَسی تَرکِ سَر ایکِه
اَوَل بُرکَه شَبَست رو خو دَر ایکِه
دِل و ایمانِش ایبو مالِ دُنیا
هَمی کِه حَرفِ مَردُم باوَر ایکِه

اَز صُبح تا پَسین داخِلِ شارَع
خَبَر اینین اَز یِه طِفلِ بیچارَه
تو مَکُن یِطُو کِه یِه گُناهِن
اَز بَسی گِریخ گَلوه بو پارَه

اَز صُبح دَر اَبو خاُنَه اَکُن وِل
نُمازِ مَغرِبِن نَتِیت بِه مَنزِل
دادِی شیرِ سَرد تای طِفل مَریض بو
اِلهی بُکُن سَرِ تو زیر گِل

اِلهی بُکُن گَردَنِ تو خورد
بِه فِکری نَبودی تا طِفلَکو مُرد
اَز بَس ایدُویدِه تویِ کوچَه
آبُرویِ مَردِ بَدبَختِتَم بُرد

والله ناکُنُم چارِه ی زَبونی
حَرفُم گوش ناکُن آتِش نَ جونی
هَر چیش اَکُنُم نابود آدَم
خُدا بِیه بُکُن قُرباُن خَهونی

🎤خواننده : ابراهیم شاعر

amin_joon.s@

ای دختکه غرور مبش یکم وا فکر دل خو بش خیلی مناز وا جونی خو از شیطونی خو دست بکش

یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۹، ۱:۱۳ ق.ظ

ای خوشگل شیطون بلا

به مه به خو ادکه مبتلا

قربون لطف تو بشم

عزیز مه دستت طلا

 

ای خوشگل شیطون بلا

به مه به خو ادکه مبتلا

قربون لطف تو بشم

عزیز مه دستت طلا

 

وا مه بگو ای باوفا دل تو چقد به مه شوا

خیلی مکن تو اذیتم با خنده ای نازی بلا

 

وا مه بگو ای باوفا دل تو چقد به مه شوا

خیلی مکن تو اذیتم با خنده ای نازی بلا

 

ای خوشگل شیطون بلا

به مه به خو ادکه مبتلا

قربون لطف تو بشم

عزیز مه دستت طلا

 

ای دختکه غرور مبش

 یکم به فکر دل خو بش

خیلی مناز به جونی خو

 از شیطونی خو دست بکش

 

ای دختکه غرور مبش

 یکم به فکر دل خو بش

خیلی مناز به جونی خو

 از شیطونی خو دست بکش

 

ای خوشگل شیطون بلا

به مه به خو ادکه مبتلا

قربون لطف تو بشم

عزیز مه دستت طلا

amin_joon.s@

بره ای بی وفا راه تو بازنبره تا عزیزونت بی تو بنازن

یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۹، ۱:۳ ق.ظ

ﺭﻓﺘﻰ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ِ ﻣﻪ ﻧﻜﻔﺘﯽ
ﺗﺮﻛُﻢ ﺍِﺗﻜﻪ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺩُﻡ ﻧﺮﻓﺘﯽ
ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯَﻡ ﺧُﺆﻭﺕ ﺍَﺩﯾﺪﻡ
ﻫﻨﻮﺯَﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺩِﺕ ﺍﺯ ﺧﺆﻭ ﺍَﭘﺮﯾﺪَﻡ
ﺑِﺮَه ﺍِﻯ ﺑﯿ ﻮﻓﺎ ﺭﺍﻩِ ﺗﻮ ﺑﺎﺯِﻥ
ﺑِﺮَه ﺗﺎ ﻋﺰﯾﺰﻭُﻧِﺖ ﺑِﻰ ﺗﻮ ﺑِﻨﺎﺯِﻥ
ﺑﻪ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﯿﺖ ﺷَﻨَﻬُﻨﺪ ﻋﻬﺪ ﺑِﺸﻜﻨﯽ ﺗﻮ
ﭼِﺸﻤُﻦِ ﻧﺎﺯِﺕ شنگو ﺩﻝ ﺍَﻛَﻨﯽ ﺗﻮ
مه ﺍﻣﯿﺪ ﺍُﻣﻨَﻪَ ﻛﻪ ﺩﻝ ﺳﯿﺎﺕ ﺑﮕﯿﻨُﻢ 
ﺍﻣﯿﺪ ﺍُمنَهَ ﻛﻪ ﺑﯿﻮﻓﺎﺕ ﺑﮕﯿﻨُﻢ  
ﺑِﺮَه ﺍِﻯ ﺑﯿﻮﻓﺎ ﺭﺍﻩِ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﻥ 
ﺑِﺮَه ﺗﺎ ﻋﺰﯾﺰﻭُﻧِﺖ ﺑِﻰ ﺗﻮ ﺑِﻨﺎﺯِﻥ  
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩِ ﺗﻮ ﺍبوم ﺍَﺳﻮﺯُﻡ  
ﻭﺍ ﯾﺎﺩ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺍﺭﯾﺖ ﻫﺮ ﺷﻮُ ﻭ ﺭﻭﺯُﻡ
ﺗﻮ ﮔُﺬﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﻪ ﻭﺍ ﺣﺮﻓُﻦ ﻣَﺮﺩُﻡ  
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻫَﻤَﺶ ﺗﻮُ ﻏﻢ ﻭ ﺩﺭﺩُﻡ       
ﺑِﺮَه ﺍِﻯ ﺑﯿﻮﻓﺎ ﺭﺍﻩِ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﻥ   
ﺑِﺮَه ﺗﺎ ﻋﺰﯾﺰﻭُﻧِﺖ ﺑِﻰ ﺗﻮ ﺑِﻨﺎﺯِﻥ

amin_joon.s@

بسن ذلت خاری

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۵۱ ق.ظ

بَسِن ذلت و خاری بَسِن گیریک و زاری 
دِلوم تَنگِن خدایا نصیبوم بودِن جدایی
دِگَه سیروم سیروم سیروم از جدایی

دِگَه سیروم سیروم سیروم از جدایی
یالا دست و بالا بِگِی هزار ماشالله

یالا دست و بالا بِگِی هزار ماشالله
بَسِن کینَهُ و نِفرت بَسِن غربتُ و حسرت
بُدو دستوم بِگِه یار بَسِن ای هَمَه غفلت 
دگه سیروم سیروم سیروم از جدایی

دگه سیروم سیروم سیروم از جدایی
یالا دست و بالا بِگِی هزار ماشالله

یالا دست و بالا بِگِی هزار ماشالله

amin_joon.s@

زنکه دل خراب

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۳۲ ق.ظ

زنكِه يِ دل خراب 
مَدَه بِي شو خُو عذاب
هميشَه نه غُور غوري
مَگَه اِتخردِن شراب
زبونِت خِيلين دراز 
دل شو خو اِتكردن گُداز
خيلي مغرور تو مَبَش
به جوني خُو تو مناز
گَِلِه ي پول تو مَكُن
دِل شو خو خون تو مَكُن
هيلَه از خدا بِتِرس
زندگيت سياه مَكُن
كمين ِشو خو مَگِه
كه كجا شَوا بِِريت
ايَِكـد حساس تو مَبَش
آخر ول تَُكن اَرِيت 

خواننده : موسي لبناني
ترانه سرا  :خالد مصطفوی
 

amin_joon.s@

سرد زمستون هوا نعشی

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۲۳ ق.ظ

سرد زِمِستون هوا نعشى 🌀❄️☔️
قِليون و چاهى منقل آتِشى ♨️🔥🌋
يه نون لِگيما و تخم مرغ و عسل 🍘🍳🍯
پهلو هم مانِشتَه خدا اَدونِت چه خَشى👪👌🏻 
^^^^^^^^^^^^^^^^^ 
يه رعد و برقون دنيا ايكِه چه روشنى ⚡️🌌
چه كِيفى شَستِن اى هوا بارونى ☁️☔️🌈
موقع گَهوَه وقت سرچاشت☕️⛅️  
يه لچ و رنگينَه و حلوا روغنى 🍵🍪
^^^^^^^^^^^^^^^^^ 
گراه ايشَستِن چقدر خونه گِلى ♨️⛺️
الحمدلله كه مونين مشكلى 🙏🏻💭
خوراك پيشين بگين چه كيف ايشَه 🍛🍶🍲
يه ماهى بِرِشتَه و برنج دوشُووى🍚🌌 
^^^^^^^^^^^^^^^^^  
سه ماه زمستون موكِشى زحمتى ☁️❄️☔️
اميد موهَستِن همش به رحمتى☔️🙌🏻 
كُلُمبا گندم بهترن از پلو 🍛🍲 
همه چيز خوبِن به شرط ساحَتى ☝🏻️🌴
 

amin_joon.s@

ناخدا

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۲۱ ق.ظ

ناخدا
صدای لَنجت نَهوندِن ای ناخدا
به سلامت هوندی و شکر خدا

خبر از لنجون هَمسِنگار اِتَه؟
که وا هم رفتی اَ بندِر یادِت هَه؟

لَنج ناخدا با صالحِ کُنگ٭
کِه شَبَستَه سَرِ خُو دِستار و لنگ

بارِ تَختَه شَزَه تویِ خَنِ لنج
کارِ دیریا شَکِه وا ایهمه رنج

ناخدا حاجی احمد قشمی چطو
که لنج جون ایشَستَه و خیلی تِلو

شَزده پالِتُ و نَگلَه یِ زیاد
جا شَدادَه نَه خَنِش هَر چی بیاد
 

amin_joon.s@

چیچیکای کغار

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۱۸ ق.ظ

چیچیکای کغار

 کغار

حتمالا همتون ادونی کغار چن؟؟...کغار یه پرنده شبیه سورسکن ولی یخو گپتر و جونتر از سورسک که فکر اکنم وا فارسی شگن فاخته...
زمستونو وقتی بری صحرا از شهر معمولا سر پسین صدای کغار اشنوی..


کوکوکو کوکوکو

بله..ای صدای کغارن که وا سوز و گداز اخوندن
یادمن وقتی یه چولنگ پنج-شش ساله هسترم بی بی ما چیچیکای کغار بی مه ایگفت(خدا عمرش هادیت):

یه صدایی شهند.. مه امگه ننه ای صدای چن؟؟
ایگو ای صدای کغارن مم..
مه امگو خا چه اگفتن؟؟
ایگو: پیشترون(در زمان خیلی قدیم) دو تا کغار به اسمون ممد و ایسف هسترن..ممد کاکای گپ ایسف هسته...یه روزی ممد و ایسف سر خوراک وا هم دعواشو ابو..خلاصه کاکا ایسف غیض اگنت و از پهلو ممد اریت و دگه هیچوقت هم برناگردد.....
حالا کاکا ممد دلش بی کاکا ایسف خیلی تنگ بودن..همیشه گریغ اکردن و اگفتن:
کوکوکو کوکوکو
کاکا ایسف کاکا ایسف
یه(یکی)بی مه .. دو(دو تا) بی تو

اگفتن کاکا ایسف بدو که سهم خوراک تو بیشترن ولی دگه هیچوقت صدای کاکا ایسف ناشنود و بی کاکا ایسف ناگینت..شاید بی کاکا ایسف شکشتن مم....مم یادت بشت هیچوقت وا کسی دعوا نکنی و از کسی غیض نگری....
خلاصه..ای از چیچیکای ممگپو..

از همی چیچیکا چند تا شروند خاش هم ساخته بودن که سینه وا سینه از گپترن وا ما منتقل بودن و نسلهان که ای شروندون خونده ابودن.....خالو کمبر و خدا بیامرز محمد کمینی هم که صل علی محمد همی شروندون خیلی جون شخوندن...

ای مرغی که نه غارن ای کغارن
نخوندن روی مغ..مغ هم نه غارن
نخوندن کاکا ایسف کاکا ایسف
تموم دردنوم هجر برارن

و در جایی دگه اخونت که:
اوخی.کوکوکو تو چرا نالی شب و روز
برادر باخته ای و خویش دلسوز
نه برادر باختم و نه خویش دلسوز
من از شامس(شانس)کجم نالم شب و روز ...


 

amin_joon.s@

بیچه نهوند یارم 🥀🥀🥀

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۱۳ ق.ظ

ادگو اَتِی پیشوم مِه دل اُمدا بِی تو
منتظرِت نِشتوم از در اَتِی کِی تو
از سر صُب نِشتوم منتظرت تا شوو
گُلوم دِگَه خُشکی خبر نبو از تو
نَکِه بَشِت بی راه دِگَه نیای از در
دِلُم نَکُنت طاقت  گُلوم بَشِت پر پر 
جُز تو مَگَه بودِن دل مِه بَشِت آروم
بی تو اُمیدی نینِن به ای دل زاروم
ادگو اَتِی پیشوم مِه دل اُمدا بِی تو
منتظرِت نِشتوم از در اَتِی کِی تو
از سر صُب نِشتوم منتظرت تا شوو
هَمَش مَگو وا خُو  بِیچِه نَهُند یاروم
او که شَفَهمیده  هَنو گرفتاروم
اگه نیاد پیشوم دل ناگِرِت آروم
هنوزا از دوریش دل مِه غمگینِن
یاد کسی جز او تو دل من نینن
بِدون دستونِش ، دستون مِه سردِن
او که نیاد پیشوم دلوم پر اَ دردِن

بیچه نهند یاروم-مهران میررستمی
 

amin_joon.s@

دلوم نه جارن جار آسمون دل تار

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۱۰ ق.ظ

آه
دلوم نَه جارِن جار

 آسِمون دل تار 
بی تو حالوم خاش نین نین جات خالین اِی یار
یادوم اَتات هر بار

 اون روز دیدار
هوا پُر از بوی تونو  

عشق تو سرشار
مَره مَره مَره

مَره مَره مَره
بی دل مَکُن بیمار
مَره مَره مَره

مَره مَره مَره
غموم مَکُن بسیار
بُدو یاروم بَرگرد

دوبارَه بَش هَمدرد
بی تو بودم از غم دوریت

گنوغی شَبگرد 
ای روزو مِه تنهام
خونه یَخون و سرد

بُدو بِی عاشق خو 
تو مَکُن دل سرد 
مَره مَره مَره

مَره مَره مَره
بِی دل مَکُن بیمار
مَره مَره مَره

مَره مَره مَره
غمُم مَکُن بسیار
دلم مکن

 تو خون ای یار 


ای دلِ بی آزار

حالا که دستونِت ایگِه
جدایی نی در کار

مه عاشقُ و رُسوا
غیر تو امناوا 
تو هم مثل یه فِرِشتَه

دلوم به دَست ادوا
مَره مَره مَره مَره مَره مَره
بی دل مَکُن بیمار
مَره مَره مَره مَره مَره مَره
غموم مَکُن بسیار


گنوغ شبگرد-عیسی بلوچستانی وحسین جان
 

amin_joon.s@

خب این پست رو اختصاص میدیم به ماهی های بندری

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۳:۵ ق.ظ

دیریای خمون ماهیون زیادی هستن
 که چن تاش مه اگم
گپتر اُ همه شون کولی و کِر _ و کوچک تر اََ همشون متوتا هستن
بیاه _راشگو _سه کلا _ مکوا _تِنگل _سینگو _سنگ سر _ شیر _شیره رو _زرده _ سُرخو _کریزغ _ سغ مایی _ چمن _ شورت کرابّو _کِر _ کِلکو _کبازردو_سه خارک _گارگُپ _ گاریز _چَلی _ گلو _ مُرّان _ موش دندون _ شوریده _مُمغ _نایت _کباد _کطر _ میش مای 
تِلال _گدیر _ کوپر _هومور _ گووک _گُر _ گُرغ _گرگرو _هشینه هوور _
پِت _صافی _شنگو _اسپک _گوزک _کروسک _ شیک _ سارم _

دخت ناخدا _پُو _ رامشک _حلوا _لماسک _ چغوک _خنّو _داهیر _میگ

 

amin_joon.s@

گل اتارم گل اتارم

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۵۴ ق.ظ

خبرِ خوش بي تو اومهه
بـزودي مـه خاستگاروم
خــبــرِ اهــلِ خـو  هاده
موا بي تـو گـل بـيـاروم

گـل اتـاروم گـل اتـاروم
مَهرت بـا خو مه اتاروم
گـل شـادي رويِ لـويـت
بـي هميشه مـه اكاروم

دلـت پـاكُ رويـت مـاهـن
تـو هـمـيـشه بي نظيري
بـا نـگـاهِ نـازُ و زيــبـات
تـويِ هـر دل تـو انيـني

گـل اتـاروم گـل اتـاروم
مَهرت بـا خو مه اتاروم
گُـل ِشـادي رويِ لـوِيـت
بـي هميشه مـه اكاروم

گل اتارم- احمد كوچ 
ترانه سرا: خالد مصطفوي

amin_joon.s@

صدای چاک و دهل محله پر از نقلو گل

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۴۸ ق.ظ

صدای چاک و دهول محله پر از نُقلو گل
نقش حنیرن تو هر دست و پا
گپ و کوچک دور هم رفتن از دل درد و غم
پسین خوندن خبر به محله ایدا
هوا هوای بهار نوروزن بارون بار
پای زیارت کنارو برن
لوو پر خنده و گپ
همه گرده موم و بپ
صفا و مهربونی سوغات ابرن
همه سوالون شکر همه جوابون نبات
هر کسی خوبی و خیر از خدا و شوات

 

صدای چاک و دهل از هادی آرمین

amin_joon.s@

رفتی بی سفر ای نازنینوم

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۴۰ ق.ظ

رفتی به سفر اِی نازنینوم
حالا که تو اِدی مِه غریبوم
روح تو کنارِمِن همیشَه
تو یاد مِه بَش که مه غریبوم
شرمندَم اگَه چیز بد اُمگو
چون خاطر تو مخواستَه از جون
همچون خدا خِو مثل یه سایَه
بعدش  اکُنوم به تو نجابت
مه هم مال توم و وجودی ازتو 
امیدی اُمهَه زودی بیای تو
همون بوسَه ونِت چون خاطراتِت
خاطراتُن مه یه دنیا رازِن


رفتی به سفر -اسلام نظری &وحید آور&مهدی راستی
 

amin_joon.s@

دوری ما بهونه بو تا مه قدرت بدونم

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۳۸ ق.ظ

دوری ما بهونَه بو 
تا که مه قدرِت بودنُم
صدات هنوز تو گوشُمِن
موا که از تو بخونُم
جنس تَنِت بولورُه وُ
ولی مِه لایق نَهَروم
لووُن تو شرابِنو 
حِیف که مه ساقی نَهَروم
لالالا لی لَ لِه لالا لِی لالا
لالالا لی لَ لِه لالا لِی لالا
دَستون تو یه سایَبون
تَگُفتَه تو با مه بُمون
حالا که قَدرِت ادونُم
بودی تو مال دیگَرون
اِی زمونه تو بربِگرد
تامه به یاروم بِرَسوم
یاروم دست غریبَه وُون
تموم ابودِن نَفَسُوم
بازم بُدو بِی مِه بُخون 
قصه ی ای چوکِ جَوون 
که قدر یار خو نِیدونِست 
زمین ایی دوخت وا زَمون
جنس تَنِت بولورُه وُ
ولی مِه لایق نَهَروم
لووُن تو شرابِنو 
حِیف که مه ساقی نَهَروم
لالالا لِی لَ لِه لالا لِی لالا
لالالا لِی لَ لِه لالا لِی لالا


دوری _هادی شهیدی
 

amin_joon.s@

نتدا محلوم

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۳۶ ق.ظ

نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
رفتی از کِناروم نَدکِه رَحم به حالوم
.
.
.
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
رفتی از کِناروم نَدکِه رَحم به حالوم
رد بودی تو از کوچَه 
چِشموم به چِشمونِت کَه
تو بِی مِه اِدی عَمدا نَدا محلوم
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
رفتی از کِناروم نَدکِه رَحم به حالوم
نتدا محلوم والله تو نَتدا محلوم
نتدا محلوم والله تو نَتدا محلوم
اُمگو اِدنَدی شاید بودی از کناروم رَد
از سرِ نو دوباره بِی تو اُمدا اِشارَه
تو بِی مه اِدی عمدا نَدا محلوم
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
نَتدا مَحلُوم والله تو نَتدا مَحلوم
رفتی از کِناروم نَدکِه رَحم به حالوم


نتدا محلوم-معین علی نصب
آهنگی به سبک انت معلم سعد المجرد

amin_joon.s@

پری هون دو تا خواهر وم خونه شوزدن در شداد آدرس کامل

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۳۵ ق.ظ

پری هون دو تا خواهر
دَم خونَه شوزَدِن در
شُداد آدرس کامل
برَم پیشون بَِکشوم سَر
رَفتوم  خونَشون اون رو
اون جا امدی سه تا ماه رو
یکی  بالا بُلند و طاق 
قد کوتاه و کَمون ابرو
بِهشون اُمگو چه کار تُون هَست
نالان و خراب تون هَست
شوگوفتن قصه خو از دل
با دشمن هزارمون هَ
حسودون سیهِر و چِهم سور
مَزَنید بِشته از ای زور
ناتونی سه تا دلبر بکنی 
زندیگیشون دور


پری هون دو تا خواهر -محمد منصور وزیری
 

amin_joon.s@

مره مره بی مه مبه ز یادت

شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۹، ۲:۳۱ ق.ظ

مَرَه مَرَه بِی مِه مَبَه زِ یادِت
بُمون بُمون بُنس بَشوم کِنارِت
تو جون تِر از جونی به مِه عزیزوم
کاش که بَشِت کنار تو بِنینوم
لحظَه به لحظَه مهر تون تو قلبوم
بیشتِر اَبو قُربون تو بِگَردوم
اگَه بَشی تو همیشَه کِناروم
مِه هیچ غَم اُمنین با تو نو بهاروم
مَرَه مَرَه بِی مِه مَبَه زِ یادِت
بُمون بُمون بُنس بَشوم کِنارِت
تو جون تِر از جونی به مِه عزیزوم
کاش کَه بَشِت کنار تو بِنینوم

 


مره مره -محمد نظری و حامد شیخ زاده
 

amin_joon.s@
© متن آهنگ و ترانه های بندرعباسی